معنی ۱neutral · 86%
وسیلهٔ کوچکی که شعله تولید میکند تا چیزی را روشن کند
مثالهای طبیعی
Do you have a lighter for the camp stove?
برای روشنکردن اجاق سفری فندک داری؟
The lighter is next to the matches.
فندک کنار کبریتهاست.
They sell refillable lighters at that shop.
در آن مغازه فندکهای قابلشارژ مجدد میفروشند.
نکتهٔ کاربردی
Lighter بهعنوان اسم وسیله است؛ اما در a lighter bag نقش صفتِ «سبکتر» را دارد.
ترکیبهای رایج
— فندکی که برای روشنکردن سیگار استفاده میشود
