معنی ۱neutral · 89%
یک شخص یا چیز را با دیگری مقایسه کردن و به شباهتشان اشاره کردن.
مثالهای طبیعی
Critics likened the city to a giant maze.
منتقدان شهر را به هزارتویی عظیم تشبیه کردند.
I would liken this project to a marathon.
من این پروژه را به یک ماراتن تشبیه میکنم.
The coach likens her discipline to a champion’s.
مربی انضباط او را با انضباط یک قهرمان مقایسه میکند.
نکتهٔ کاربردی
Liken تقریباً همیشه به هر دو جزء نیاز دارد: آنچه مقایسه میشود و چیزی که به آن تشبیه میشود.
