دست یا پای یک انسان یا حیوان
مثالهای طبیعی
The accident severely damaged his left limb.
حادثه به اندام چپ او آسیب شدیدی وارد کرد.
She gradually regained movement in the affected limb.
او بهتدریج حرکت اندام آسیبدیده را بازیافت.
Human limbs contain bones, muscles, nerves, and blood vessels.
اندامهای انسان شامل استخوان، ماهیچه، عصب و رگهای خونیاند.
نکتهٔ کاربردی
در گفتار عادی، `arm` و `leg` دقیقترند؛ `limb` در توصیف پزشکی، رسمی یا کلی رایج است.
