معنی ۱neutral · 86%
کم یا مقید به محدودیت از نظر مقدار، اندازه، فرصت یا امکان استفاده
مثالهای طبیعی
Tickets are limited to four per customer.
تعداد بلیط برای هر مشتری به چهار عدد محدود است.
We had a limited budget for the trip.
برای سفر بودجهٔ محدودی داشتیم.
Our choices became more limited after the deadline.
پس از پایان مهلت، گزینههای ما محدودتر شد.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان سقفِ مجاز، گروه یا دامنه از limited to استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— زمان اندکی که در اختیار است
