ماده یا پوششی که درون چیزی قرار میگیرد تا سطح داخلی آن را بپوشاند یا محافظت کند.
مثالهای طبیعی
Please replace the bin liner before dinner.
لطفاً پیش از شام کیسهٔ داخل سطل زباله را عوض کن.
This helmet has a removable liner.
این کلاه ایمنی آستر جداشدنی دارد.
The tray liner prevents food from sticking.
کفپوش داخل سینی نمیگذارد غذا به آن بچسبد.
نکتهٔ کاربردی
liner داخل ظرف یا وسیله قرار میگیرد و لزوماً پوشش محافظ بیرونی نیست.
