معنی ۱neutral · 90%
گروهی از نامها، کلمهها یا چیزهایی که پشت سر هم نوشته شدهاند
مثالهای طبیعی
I made a shopping list before leaving home.
من قبل از ترک خانه یک فهرست خرید درست کردم.
Is your name on the list?
آیا نام تو در فهرست است؟
Our teacher gave us two lists of words.
معلم ما دو فهرست از کلمهها به ما داد.
نکتهٔ کاربردی
List قابلشمارش است؛ برای یک فهرست از a list و برای بیشتر از یک فهرست از lists استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— فهرستی از چیزهایی که میخواهید بخرید

