معنی ۱neutral · 86%
واحد اندازهگیری حجم مایعات، برابر با هزار میلیلیتر.
مثالهای طبیعی
I need a liter of water for the hike.
برای پیادهروی در طبیعت به یک لیتر آب نیاز دارم.
She poured three liters into the pot.
او سه لیتر در قابلمه ریخت.
This bottle holds half a liter.
این بطری نیم لیتر گنجایش دارد.
نکتهٔ کاربردی
املای آمریکایی liter و بریتانیایی litre است؛ نماد یکا L یا l است و در حالت جمع s نمیگیرد.
ترکیبهای رایج
— یک لیتر آب
