معنی ۱neutral · 88%
مقدار کمی از چیزی که قابلشمارش نیست
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کم
Deutsch
wenig
Հայերեն
քիչ
kich
مثالهای طبیعی
I have little money today.
امروز پول کمی دارم.
We have little time left.
وقت کمی برایمان باقی مانده است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈlɪtəl/آمریکایی: /ˈlɪtəl/
تکیهٔ اصلی روی هجای اول است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کم
Deutsch
wenig
Հայերեն
քիչ
kich
I have little money today.
امروز پول کمی دارم.
We have little time left.
وقت کمی برایمان باقی مانده است.
She has little information about it.
او اطلاعات کمی دربارهٔ آن دارد.
little با اسمهای غیرقابلشمارش بهکار میرود. معمولاً این مفهوم را میرساند که مقدار موجود کمتر از حد نیاز یا انتظار است.
I have little books.
I have little time.
little با اسمهای غیرقابلشمارش بهکار میرود، نه با اسمهای جمع قابلشمارش.
وقتی منظورتان مقدار کمی از چیزی است، little را پیش از اسمهای غیرقابلشمارش بهکار ببرید.
جملهٔ درست را انتخاب کنید.