معنی ۱neutral · 88%
مقدار کمی از چیزی
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مقدار کمی
Deutsch
wenig
Հայերեն
քիչ
kich
مثالهای طبیعی
I have little left.
مقدار کمی برایم باقی مانده است.
She has little.
او مقدار کمی دارد.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈlɪtl/آمریکایی: /ˈlɪtl/
تکیهٔ اصلی روی هجای اول است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مقدار کمی
Deutsch
wenig
Հայերեն
քիչ
kich
I have little left.
مقدار کمی برایم باقی مانده است.
She has little.
او مقدار کمی دارد.
He knows little.
او چیز کمی میداند.
little در نقش ضمیر به مقدارِ غیرقابلشمارش اشاره میکند. با a little متفاوت است؛ a little به معنی مقداری، هرچند کم، است.
I have little of books.
I have few books.
little برای مقدارهای غیرقابلشمارش بهکار میرود، نه برای اسمهای جمعِ قابلشمارش.
وقتی شنونده میداند منظور چه مقدار یا چه چیز غیرقابلشمارشی است، little میتواند بهتنهایی جای آن را بگیرد.
جملهٔ درست را انتخاب کن.