واقع در نزدیکی ساحل یا مستقیماً مرتبط با نوار ساحلی.
مثالهای طبیعی
Volunteers mapped littoral habitats around the rocky bay.
داوطلبان زیستگاههای ساحلیِ اطراف خلیج صخرهای را نقشهبرداری کردند.
Many littoral plants tolerate strong winds and salty soil.
بسیاری از گیاهان ساحلی در برابر بادهای شدید و خاک شور مقاوماند.
The council proposed new protections for littoral areas.
شورا پیشنهاد کرد برای مناطق ساحلی تدابیر حفاظتی تازهای وضع شود.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در مباحث محیطزیست، جغرافیا و سواحل به کار میرود و معمولاً پیش از اسم قرار میگیرد.
