بسیار خشمگین و عصبانی.
مثالهای طبیعی
Passengers were livid about the sudden cancellation.
مسافران از لغو ناگهانی سفر بهشدت عصبانی بودند.
Her father became livid when he heard the news.
پدرش وقتی خبر را شنید از شدت خشم برآشفت.
I was absolutely livid at the unexpected fee.
از آن هزینهٔ پیشبینینشده واقعاً از کوره در رفته بودم.
نکتهٔ کاربردی
در بیان خشم معمولاً غیررسمی و تأکیدی است؛ livid بسیار قویتر از annoyed است.
