معنی ۱neutral · 90%
اکنون زنده و نه مرده یا ازبینرفته
مثالهای طبیعی
All living things need energy.
همهٔ موجودات زنده به انرژی نیاز دارند.
She is one of the oldest living artists.
او یکی از مسنترین هنرمندان زنده است.
The soil contains many living organisms.
خاک شامل موجودات زندهٔ زیادی است.
نکتهٔ کاربردی
`Living` در این معنی معمولاً پیش از اسم میآید.
ترکیبهای رایج
— انسان، حیوان، گیاه یا هر موجود زندهٔ دیگر

