فضای بزرگ ورودی یا پذیرش در داخل یک ساختمان عمومی
مثالهای طبیعی
I'll meet you in the hotel lobby at eight.
ساعت هشت در لابی هتل میبینمت.
Visitors must register in the main lobby.
بازدیدکنندگان باید در لابی اصلی ثبتنام کنند.
The theatre lobby filled quickly during the interval.
لابی تئاتر در زمان تنفس بهسرعت پر شد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی فیزیکی به فضای داخلیِ ورودی یا پذیرش اشاره دارد.
