جانور دریایی بزرگی با پوستهٔ سخت و چنگالهای قوی
مثالهای طبیعی
A lobster hid beneath the rocks.
خرچنگ دریاییای زیر صخرهها پنهان شده بود.
The crew caught six lobsters that morning.
خدمهٔ قایق آن صبح شش خرچنگ دریایی صید کردند.
The lobster raised its claws toward the glass.
خرچنگ دریایی چنگالهایش را به سوی شیشه بالا آورد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی lobster به جانور زنده اشاره دارد قابلشمارش است؛ در معنی گوشت، معمولاً غیرقابلشمارش است.
