معنی ۱neutral · 89%
شخصی که در یک مکان یا منطقهٔ مشخص زندگی میکند
مثالهای طبیعی
A local showed us the quickest route.
یک فرد محلی سریعترین مسیر را به ما نشان داد.
The café is popular with locals.
این کافه بین افراد محلی محبوب است.
We talked to several friendly locals.
با چند فرد محلیِ خوشبرخورد صحبت کردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Locals` اصطلاحی غیررسمی و خنثی برای افراد ساکن یک منطقه است.
ترکیبهای رایج
— شخصی که در همان منطقه زندگی میکند

