معنی ۱neutral · 90%
موقعیت دقیق یک شخص یا چیز را پیدا کردن
مثالهای طبیعی
Police located the missing car yesterday.
پلیس دیروز خودروی گمشده را پیدا کرد.
The app can locate your phone.
این برنامه میتواند موقعیت تلفنت را پیدا کند.
We finally located the village on the map.
سرانجام روستا را روی نقشه پیدا کردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Locate` اغلب رسمیتر از `find` است.
ترکیبهای رایج
— محل یا منشأ دقیق یک مشکل را پیدا کردن

