معنی ۱neutral · 90%
قرارگرفته در یک مکان مشخص
مثالهای طبیعی
The hotel is located near the station.
هتل نزدیک ایستگاه قرار دارد.
Our office is located on the second floor.
دفتر ما در طبقهٔ دوم قرار دارد.
The village is located in northern Germany.
روستا در شمال آلمان واقع شده است.
نکتهٔ کاربردی
`Located` در این معنی معمولاً بهصورت خبری میآید: `be located in/on/near + place`.
ترکیبهای رایج
— واقعشده درون یک منطقهٔ مشخص

