معنی ۱neutral · 90%
کسی که شغلش تعمیر، نصب یا بازکردن قفلها و ساختن کلید است.
مثالهای طبیعی
We called a locksmith after losing our keys.
بعد از گمکردن کلیدهایمان با قفلساز تماس گرفتیم.
The locksmith fitted a new lock to the front door.
قفلساز قفل جدیدی روی درِ ورودی نصب کرد.
Is there a locksmith nearby who works on Sundays?
آیا این اطراف قفلسازی هست که یکشنبهها کار کند؟
نکتهٔ کاربردی
locksmith با قفل و کلید سروکار دارد؛ خدمات کپی کلید ممکن است فقط کلید بسازد و قفل را تعمیر نکند.
