معنی ۱neutral · 89%
نوعی ملخ که میتواند در دستههای بسیار بزرگ حرکت کند و به محصولات کشاورزی آسیب برساند.
مثالهای طبیعی
Locusts destroyed fields of wheat after the rains.
پس از بارندگی، ملخهای مهاجر مزرعههای گندم را نابود کردند.
A locust can travel far in a swarm.
یک ملخ مهاجر میتواند همراه دستهای از ملخها مسافت زیادی را طی کند.
Farmers spotted a cloud of locusts above the valley.
کشاورزان ابری از ملخهای مهاجر را بر فراز دره دیدند.
نکتهٔ کاربردی
ملخ مهاجر، برخلاف ملخ معمولی، در شرایط خاص میتواند به دستههای عظیمِ مهاجر بپیوندد.
