تکهای ضخیم از تنه یا شاخهٔ بزرگ درخت که بریده شده است
مثالهای طبیعی
He placed another log on the fire.
او یک کندهٔ دیگر روی آتش گذاشت.
The truck carried freshly cut logs from the forest.
کامیون کندههای تازهبریدهشده را از جنگل حمل میکرد.
We sat on a fallen log beside the path.
کنار مسیر روی یک کندهٔ افتاده نشستیم.
نکتهٔ کاربردی
`Log` معمولاً از شاخهٔ عادی ضخیمتر است و اغلب به چوب بریده یا هیزم اشاره دارد.
