شل و راحت، گاهی با تنبلی، نشستن یا دراز کشیدن.
مثالهای طبیعی
We lolled beside the pool all afternoon.
تمام بعدازظهر کنار استخر لم داده بودیم.
He was lolling on the sofa with his shoes off.
او با کفشهای درآورده روی مبل لم داده بود.
Stop lolling around and help with the dishes.
دیگر اینطرف و آنطرف ولو نباش و در شستن ظرفها کمک کن.
نکتهٔ کاربردی
loll بر وضعیت بدنیِ شل و گاه بیحوصله دلالت دارد و ممکن است لحن انتقادی داشته باشد؛ lounge خنثیتر است.
