lonely
C1صفت/US /lˈoʊnliː/ LŌNL-ē; UK /lˈoʊnliː/ LŌNL-ē/
بی دوست، غریب، تنها
JadoLearn Dictionary
معنی lonely به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی دوست، غریب، تنها
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گوشه نشین
مجزا ومنفرد
بازنشسته، منزوی
غیر مکرر
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.