معنی ۱neutral · 88%
دستهایی بلند نسبت به اندازهٔ بدن داشته باشد.
مثالهای طبیعی
A long-armed ape swung easily between the branches.
میمونی دستبلند بهآسانی میان شاخهها تاب میخورد.
The long-armed defender blocked another shot.
مدافع دستبلند یک شوت دیگر را مهار کرد.
This long-armed actor needs specially tailored sleeves.
این بازیگر دستبلند به آستینهای سفارشی نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
پیش از اسم بین long و armed خط تیره بگذارید: a long-armed swimmer؛ برای مقایسه بهتر است بگویید has longer arms.
