بلندمدت.
مثالهای طبیعی
We need a long-term solution to the problem.
برای این مشکل راهحل بلندمدت لازم داریم.
The team is working towards long-term goals.
تیم برای رسیدن به هدفهای بلندمدت تلاش میکند.
A long-term investment carries certain risks.
سرمایهگذاری بلندمدت خطرات مشخصی دارد.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «long-term goals»، «long-term» در معنای «بلندمدت» بهکار رفته است. صفت باید با اسمی که توصیف میکند ارتباط معنایی داشته باشد.
