در امتداد طول چیزی قرارگرفته یا کشیدهشده، نه در عرض آن.
مثالهای طبیعی
The bridge has longitudinal cracks along its deck.
روی عرشهٔ پل ترکهایی طولی وجود دارد.
A longitudinal beam strengthens the hull.
یک تیر طولی بدنهٔ کشتی را تقویت میکند.
The tear was longitudinal, not transverse.
پارگی در راستای طول بود، نه عرض.
نکتهٔ کاربردی
در هندسه و کالبدشناسی، longitudinal در برابر transverse به کار میرود که به راستای عرضی اشاره دارد.
