معنی ۱neutral · 87%
پول یا اشیایی که هنگام دزدی، سرقت یا آشوب خشونتآمیز ربوده شدهاند.
مثالهای طبیعی
Officers found the stolen loot inside a van.
مأموران اموال مسروقه را داخل یک ون پیدا کردند.
The pirates divided their loot after the raid.
دزدان دریایی پس از حمله، غنیمتهای غارتشده را میان خود تقسیم کردند.
Some loot was recovered from the abandoned building.
بخشی از اموال غارتشده از ساختمان متروکه پس گرفته شد.
نکتهٔ کاربردی
loot معمولاً اسمی غیرقابلشمارش است: some loot یا the loot میگوییم، نه a loot. صورت فعلی آن loot است.
