قادر نبودن به پیدا کردن مسیر درست برای رسیدن به یک مکان
مثالهای طبیعی
We got lost near the station.
نزدیک ایستگاه راه را گم کردیم.
A lost tourist asked me for directions.
یک گردشگر راهگمکرده از من آدرس پرسید.
They remained lost for nearly an hour.
آنها نزدیک به یک ساعت همچنان راه را پیدا نکردند.
نکتهٔ کاربردی
از lost برای کسی استفاده کن که نمیداند کجاست یا چگونه به مقصدش برسد.

