معنی ۱neutral · 90%
حشرهٔ انگلی بسیار کوچکی که روی بدن انسان یا حیوان زندگی میکند و از خون تغذیه میکند.
مثالهای طبیعی
A head louse was found in one student’s hair.
یک شپش سر در موی یکی از دانشآموزان پیدا شد.
The vet spotted a louse on the dog.
دامپزشک یک شپش روی بدن سگ دید.
Several lice were visible near the scalp.
چند شپش نزدیک پوست سر دیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
برای یک حشره louse و برای بیش از یکی lice به کار میرود، نه louses در این معنای زیستی.
