معنی ۱neutral · 88%
غمگین به دلیل ازدستدادن عشق یا بیپاسخماندن احساس عاشقانه.
مثالهای طبیعی
The lovelorn poet wrote letters she never sent.
شاعرِ عاشق و دلشکسته نامههایی مینوشت که هرگز نفرستاد.
He remained lovelorn after their breakup.
او پس از جداییشان همچنان دلشکسته و دلتنگ بود.
Her lovelorn friend needed time away from dating apps.
دوست دلشکستهاش نیاز داشت مدتی از اپلیکیشنهای دوستیابی فاصله بگیرد.
نکتهٔ کاربردی
lovelorn از heartbroken ادبیتر یا شوخطبعانهتر است و مشخصاً به ناکامی در عشق رمانتیک اشاره میکند.
