زادهشده در خانوادهای که از نظر طبقهبندی اجتماعی، جایگاه پایینی برای آن قائل بودهاند.
مثالهای طبیعی
The novel follows a lowborn servant who becomes influential.
رمان سرگذشت خدمتکاری فرودستزاده را دنبال میکند که به شخصیتی بانفوذ تبدیل میشود.
The prince was forbidden to marry someone lowborn.
به شاهزاده اجازه نمیدادند با کسی از طبقهٔ فرودست ازدواج کند.
Scholars criticized the term lowborn as openly classist.
پژوهشگران واژهٔ lowborn را بهدلیل طبقاتیبودن آشکارش نقد کردند.
نکتهٔ کاربردی
قدیمی و مبتنی بر نگاه طبقاتی است؛ اکنون بیشتر در ادبیات، نمایشهای تاریخی یا بحث دربارهٔ سلسلهمراتب اجتماعی دیده میشود.
