حمایت یا وفاداری قوی و مداوم نسبت به شخص، گروه، سازمان یا اصل
مثالهای طبیعی
The company rewarded her loyalty after twenty years of service.
شرکت پس از بیست سال خدمت، وفاداری او را پاداش داد.
His loyalty to his friends was never in doubt.
وفاداری او به دوستانش هرگز محل تردید نبود.
Reliable service can strengthen customer loyalty over time.
خدمات قابلاعتماد میتواند با گذشت زمان وفاداری مشتریان را تقویت کند.
نکتهٔ کاربردی
`Loyalty` بر وفاداری یا حمایت مداوم، اغلب در طول زمان یا تحت فشار، تأکید دارد.
