معنی ۱neutral · 90%
مادهای مانند روغن یا گریس که اصطکاک میان سطوح متحرک را کاهش میدهد.
مثالهای طبیعی
Apply a suitable lubricant to the chain.
روانکنندهٔ مناسبی به زنجیر بزنید.
The bearings need lubricant to prevent wear.
یاتاقانها برای جلوگیری از ساییدگی به روانکننده نیاز دارند.
Different lubricants work at different temperatures.
روانکنندههای مختلف در دماهای متفاوت عملکرد یکسانی ندارند.
نکتهٔ کاربردی
lubricant نام ماده است، در حالی که lubricate فعلِ استفاده یا بهکاربردن آن است.
