معنی ۱neutral · 90%
وعدهٔ غذایی که مردم معمولاً در میانهٔ روز میخورند
مثالهای طبیعی
I usually have lunch at twelve.
من معمولاً ساعت دوازده ناهار میخورم.
We had sandwiches for lunch.
ما برای ناهار ساندویچ خوردیم.
We had a nice lunch together.
ما با هم یک ناهار خوب خوردیم.
نکتهٔ کاربردی
برای ناهار بهطور کلی از lunch بدون حرف تعریف استفاده کنید. برای یک ناهار مشخص از a lunch استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— وعدهٔ غذایی ظهر را خوردن
