معنی ۱formal · 89%
وعدهٔ غذایی رسمی یا برنامهریزیشده در میانهٔ روز که اغلب مهمانان دعوتشده در آن حضور دارند.
مثالهای طبیعی
The museum hosted a charity luncheon on Friday.
موزه روز جمعه مهمانی ناهار خیریهای برگزار کرد.
Guests will attend the luncheon after the keynote speech.
مهمانان پس از سخنرانی اصلی در ضیافت ناهار شرکت میکنند.
Two luncheons raised money for the local library.
دو مهمانی ناهار رسمی برای کتابخانهٔ محلی کمک مالی جمع کردند.
نکتهٔ کاربردی
luncheon از lunch رسمیتر است و اغلب رویدادی برنامهریزیشده را تداعی میکند.
