پنهان یا دور از توجه ماندن، اغلب در انتظار انجام کاری.
مثالهای طبیعی
Someone was lurking behind the garden wall.
کسی پشت دیوار باغ کمین کرده بود.
Snakes sometimes lurk beneath fallen leaves.
مارها گاهی زیر برگهای ریخته پنهان میمانند.
Danger lurked in the deserted alley.
خطری در کوچهٔ متروکه نهفته بود.
نکتهٔ کاربردی
lurk معمولاً رازآلودگی یا تهدید را القا میکند؛ wait برای انتظار عادی خنثیتر است.
