معنی ۱formal · 84%
بسیار تیزبین در تشخیص جزئیات کوچک یا چیزهایی که دیگران متوجه آنها نمیشوند.
مثالهای طبیعی
The lynx-eyed inspector spotted a fresh scratch on the lock.
بازرس تیزبین خراش تازهای روی قفل دید.
A lynx-eyed conservator noticed the missing brushstroke.
مرمتگر نکتهسنج متوجه جای خالی یک ضربهٔ قلممو شد.
Our editor remained lynx-eyed throughout the lengthy contract review.
ویراستار ما در تمام مدت بررسی قرارداد طولانی، تیزبین و دقیق ماند.
نکتهٔ کاربردی
تعبیری مجازی و نسبتاً ادبی برای تحسین دقت نظر است؛ منظور این نیست که چشم فرد واقعاً مانند سیاهگوش است.
