معنی ۱neutral · 86%
بیانکنندهٔ احساسات یا زیبایی با شیوهای روان و شاعرانه.
مثالهای طبیعی
Her novel opens with a lyrical description of the coast.
رمان او با توصیفی شاعرانه از ساحل آغاز میشود.
The solo became more lyrical in its final section.
تکنوازی در بخش پایانی آهنگینتر و شاعرانهتر شد.
Students admired the poet’s lyrical use of imagery.
دانشجویان تصویرسازی شاعرانهٔ آن شاعر را تحسین کردند.
نکتهٔ کاربردی
lyrical لزوماً به معنای کلماتی نیست که خوانده میشوند؛ نثر هم میتواند lyrical باشد.
