کارگر یا متخصص ماهری که با ماشینابزار، قطعات فلزی یا قطعاتی از مواد دیگر را میتراشد و میسازد.
مثالهای طبیعی
A machinist made the replacement part to exact measurements.
یک ماشینکار قطعهٔ جایگزین را مطابق اندازههای دقیق ساخت.
She has worked as a machinist for twelve years.
او دوازده سال است که بهعنوان ماشینکار کار میکند.
The plant needs experienced machinists for its new production line.
این کارخانه برای خط تولید جدید خود به ماشینکاران باتجربه نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
ماشینکار معمولاً با دستگاههایی مانند تراش و فرز قطعات دقیق میسازد؛ در مقابل، مکانیک بیشتر عیبیابی و تعمیر ماشینآلات را انجام میدهد.
