کسی که با اجرای ترفندهایی شبیه جادو، دیگران را سرگرم میکند.
مثالهای طبیعی
The magician made a coin disappear.
شعبدهباز کاری کرد که یک سکه ناپدید شود.
We invited a magician to the birthday party.
برای جشن تولد یک شعبدهباز دعوت کردیم.
My nephew dreams of becoming a magician.
خواهرزادهام آرزو دارد شعبدهباز شود.
نکتهٔ کاربردی
شعبدهباز صحنهای با ترفند و خطای دید کار میکند؛ wizard در داستانها شخصیتی با قدرتهای ماورایی است.
