به یک ماده خاصیت مغناطیسی دادن.
مثالهای طبیعی
The teacher magnetized a steel needle using a magnet.
معلم با استفاده از آهنربا یک سوزن فولادی را مغناطیسی کرد.
You can magnetize this screwdriver with a simple tool.
میتوانید با یک ابزار ساده این پیچگوشتی را مغناطیسی کنید.
The metal casing became magnetized near the strong coil.
بدنهٔ فلزی در نزدیکی سیمپیچ قوی، مغناطیسی شد.
نکتهٔ کاربردی
اشیا ممکن است مغناطیسی شوند بیآنکه آهنربای دائمی باشند؛ magnetized در نقش صفت هم به کار میرود.
