معنی ۱neutral · 90%
بسیار چشمگیر، زیبا یا باشکوه
مثالهای طبیعی
We had a magnificent view across the valley.
چشماندازی باشکوه از سراسر دره داشتیم.
The orchestra was magnificent throughout the final movement.
ارکستر در تمام موومان پایانی فوقالعاده بود.
The restored hall looks more magnificent at night.
تالار بازسازیشده شبها باشکوهتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
`Magnificent` از `good` یا `beautiful` قویتر است و اغلب تحسین بسیار زیادی را بیان میکند.
