معنی ۱neutral · 80%
دختر یا زن جوانِ ازدواجنکرده، بهویژه در داستانهای سنتی.
مثالهای طبیعی
The tale follows a maiden seeking adventure.
داستان دربارهٔ دوشیزهای است که در پی ماجراجویی میرود.
A brave maiden challenged the king.
دوشیزهای شجاع پادشاه را به چالش کشید.
The painter depicted a maiden by the fountain.
نقاش، دوشیزهای را کنار فواره به تصویر کشید.
نکتهٔ کاربردی
maiden برای اشاره به دختر جوان در داستانهای قدیمی یا افسانهها به کار میرود و امروز واژهای نسبتاً کهنه است.
