نگهداری کردن؛ حفظ کردن.
مثالهای طبیعی
It's important to maintain a healthy routine.
حفظ یک برنامهٔ روزانهٔ سالم مهم است.
The city maintains the public parks.
شهرداری از پارکهای عمومی نگهداری میکند.
We must maintain the equipment regularly.
باید تجهیزات را بهطور مرتب سرویس کنیم.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «maintain standards»، «maintain» در معنای «نگهداری کردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
