معنی ۱neutral · 89%
بهشکلی چشمگیر بزرگ، زیبا یا باوقار.
مثالهای طبیعی
Majestic peaks rose beyond the valley.
قلههای باشکوه آنسوی دره سر برافراشته بودند.
The old cathedral looks majestic at sunset.
کلیسای جامع قدیمی هنگام غروب باعظمت به نظر میرسد.
The eagle appeared more majestic in flight.
عقاب در حال پرواز باشکوهتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
majestic حس شکوه و عظمت یا وقارِ تحسینبرانگیز دارد، نه صرفاً اندازهٔ فیزیکی بزرگ.
ترکیبهای رایج
— کوهستانی با چشمانداز عظیم و باشکوه
