معنی ۱neutral · 90%
چیزی را ساختن، تولید کردن یا آماده کردن.
مثالهای طبیعی
I make dinner every evening.
من هر شب شام درست میکنم.
They make toys for children.
آنها برای کودکان اسباببازی میسازند.
She makes beautiful clothes.
او لباسهای زیبایی میدوزد.
نکتهٔ کاربردی
از make وقتی استفاده میکنیم که کسی چیزی را میسازد، تولید میکند یا آماده میکند. برای عکس گرفتن باید از take a photo استفاده کرد، نه make a photo.
ترکیبهای رایج
make dinner — شام را آماده کردنmake a plan — برای کاری برنامه درست کردن
اشتباه رایج
I maked a cake yesterday.
I made a cake yesterday.
فعل make بیقاعده است. شکل گذشتهٔ آن made است، نه maked.
درس کوتاه: ساختن و آماده کردن چیزها با make
از make وقتی استفاده میکنیم که چیزی را میسازیم یا آماده میکنیم. شکلهای بیقاعده را به خاطر بسپار: make → made → made.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل گذشتهٔ درست make را انتخاب کن.
