معنی ۱neutral · 89%
مربوط به پستان یا غدههای تولیدکنندهٔ شیر در پستانداران.
مثالهای طبیعی
Female mammals have mammary glands that produce milk.
پستانداران ماده غدههای پستانی دارند که شیر تولید میکنند.
The vet examined the cat’s mammary tissue.
دامپزشک بافت پستانی گربه را معاینه کرد.
Mammary ducts carry milk toward the nipple.
مجراهای پستانی شیر را به سمت نوک پستان میبرند.
نکتهٔ کاربردی
mammary عمدتاً صفتی تخصصی است و بهویژه در ترکیبهای کالبدشناختی ثابتی مانند mammary glands دیده میشود.
