manageable
C1صفت/US /mˈænɪdʒəbəl/ MĂN-ĭj-əb-əl; UK /mˈænɪdʒəbəl/ MĂN-ĭj-əb-əl/
کنترل پذیر
JadoLearn Dictionary
معنی manageable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کنترل پذیر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سست مهار، سربراه
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
نفرتانگیز؛ بسیار بد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.