معنی ۱neutral · 95%
شخصی که مسئول اداره یا سازماندهی یک کسبوکار، تیم یا گروهی از کارکنان است
مثالهای طبیعی
My manager asked me to attend the meeting.
مدیرم از من خواست در جلسه شرکت کنم.
Can I speak to the manager, please?
میتوانم لطفاً با مدیر صحبت کنم؟
The company trains new managers every year.
شرکت هر سال مدیران جدید را آموزش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
manager کارها را سازماندهی میکند و مسئول افراد، فعالیتها یا بخشی از یک سازمان است.
ترکیبهای رایج
— شخصی که مسئول ادارهٔ یک فروشگاه است

