دستور یا الزام رسمی برای انجام کاری
مثالهای طبیعی
The agency introduced a mandate to report serious incidents.
نهاد مربوط الزام جدیدی برای گزارش رویدادهای جدی وضع کرد.
The new mandate applies to every regional office.
الزام جدید شامل همهٔ دفترهای منطقهای میشود.
A legal mandate requires annual safety inspections.
یک الزام قانونی بازرسی سالانهٔ ایمنی را ضروری میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Mandate` از یک توصیه یا ترجیح عمومی رسمیتر و قویتر است.
