حرکتی دقیق و کنترلشده برای تغییر موقعیت یا جهت.
مثالهای طبیعی
The tight parking maneuver required several attempts.
مانور پارککردن در فضای تنگ به چند بار تلاش نیاز داشت.
The captain ordered a sharp maneuver to avoid rocks.
ناخدا دستور داد برای دورشدن از صخرهها مانوری تند انجام دهند.
Her final maneuver impressed the judges.
حرکت نهایی او داوران را تحتتأثیر قرار داد.
نکتهٔ کاربردی
maneuver میتواند به حرکت واقعی در رانندگی، ورزش یا دریانوردی اشاره کند. در انگلیسی بریتانیایی معمولاً manoeuvre نوشته میشود.
